هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات عشق، شور و اشتیاق، درد و رنج عاشقانه، و ناتوانی در تشخیص دوست از دشمن در حالت شدت احساسات میپردازد. همچنین، از عناصری مانند آتش، آب، و بوی پیراهن برای بیان عمیقتر این احساسات استفاده شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی دارند.
شماره ۵۶۱ - چو آهم گرم گردد، دوست از دشمن نمی داند
چو آهم گرم گردد، دوست از دشمن نمی داند
که آتش تند چون شد، آب از روغن نمی داند ۱
ز شوق او دماغ پیرکنعان سوخت، پنداری
ره بیت الحزن را بوی پیراهن نمی داند ۲
شکایت می کنند از باغبان، از گل نمی نالند
زبان عندلیبان را کسی چون من نمی داند ۳
به حرف کس جدا از یکدگر هرگز نمی گردند
چو آن لب ها کسی رسم نمک خوردن نمی داند ۴
سلیم آهم به لب از رخنه های دل نمی آید
غبار خانه ی ویران، ره روزن نمی داند ۵
که آتش تند چون شد، آب از روغن نمی داند ۱
ز شوق او دماغ پیرکنعان سوخت، پنداری
ره بیت الحزن را بوی پیراهن نمی داند ۲
شکایت می کنند از باغبان، از گل نمی نالند
زبان عندلیبان را کسی چون من نمی داند ۳
به حرف کس جدا از یکدگر هرگز نمی گردند
چو آن لب ها کسی رسم نمک خوردن نمی داند ۴
سلیم آهم به لب از رخنه های دل نمی آید
غبار خانه ی ویران، ره روزن نمی داند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۰ - در عشق دلم را به جبین نقش وفا بود
گوهر بعدی:شماره ۵۶۲ - نماند باده و آن تندخو نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.