هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند ناکامی، ناامیدی، و بیعدالتی در زندگی سخن میگوید. شاعر از گلهایی میگوید که فرصت شکفتن نیافتند، از موجهایی که هرگز آرام نمیگیرند، و از دیوانهای که در بیابان گم شد. همچنین، اشارهای به بیمهری دنیا و کمبود فرصتها برای لذت بردن از زندگی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و بیعدالتی نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
شماره ۵۶۵ - آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد
آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد
آب را جز در سفال آخر چو ریحانش نداد ۱
هیچ کس چون موج، خندان سیر این دریا نکرد
کاین محیط از فتنه آخر سر به طوفانش نداد ۲
سوختم بر حال آن دیوانه کز شور جنون
رفت بر صحرا، جهان ره در بیابانش نداد ۳
عیش این گلشن مپرس از گل، که تعجیل خزان
فرصت یک آب خوردن در گلستانش نداد ۴
غنچه ی ما تربیت از باغبان کم دیده است
جز در آتش آب هرگز همچو پیکانش نداد ۵
کار ما بر مدعا زین سفله کی گردد سلیم؟
داشت هر کس آبرویی، این جهان نانش نداد ۶
آب را جز در سفال آخر چو ریحانش نداد ۱
هیچ کس چون موج، خندان سیر این دریا نکرد
کاین محیط از فتنه آخر سر به طوفانش نداد ۲
سوختم بر حال آن دیوانه کز شور جنون
رفت بر صحرا، جهان ره در بیابانش نداد ۳
عیش این گلشن مپرس از گل، که تعجیل خزان
فرصت یک آب خوردن در گلستانش نداد ۴
غنچه ی ما تربیت از باغبان کم دیده است
جز در آتش آب هرگز همچو پیکانش نداد ۵
کار ما بر مدعا زین سفله کی گردد سلیم؟
داشت هر کس آبرویی، این جهان نانش نداد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۴ - گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۶ - یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.