هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا، به زیباییهای معشوق، قدرت عشق، و تجربیات زندگی میپردازد. شاعر از تأثیر عشق بر طبیعت، انتقام به شکل نمادین، و تحمل سختیها سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به حکمت، صبر، و تقدیر دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۵۶۴ - گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
لاله از شوق تو همچون شمع گردن می کشد ۱
هرچه با دل کرده بودم، یافتم از عشق تو
انتقام سنگ را آتش ز آهن می کشد ۲
در شکست خویش با این عاجزی دستم قوی ست
شیشه ی من سنگ از مشت فلاخن می کشد ۳
خامه ی نقاش را ماند چراغ کلبه ام
کز نشان دود بر دیوار، سوسن می کشد ۴
با حوادث بس که عادت کرده ام در خانه ام
انتظار سیل دایم چشم روزن می کشد ۵
اهل حکمت، چاره ی فاسد به افسد می کنند
از کف پا خار بیرون نوک سوزن می کشد ۶
رفتنم را غیر گر مانع شود از مهر نیست
از محبت کی کسی را خار دامن می کشد ۷
زاهدان را می دهد جامی که هوش از سر برد
از کدوی خشک، پیر دیر روغن می کشد ۸
در پی آزار پاکان است از بس روزگار
جوهری چون رشته گوهر را به سوزن می کشد ۹
هرکه جامی خورد، من دارم خمارش را سلیم
انتقام دیگران را چرخ از من می کشد ۱۰
لاله از شوق تو همچون شمع گردن می کشد ۱
هرچه با دل کرده بودم، یافتم از عشق تو
انتقام سنگ را آتش ز آهن می کشد ۲
در شکست خویش با این عاجزی دستم قوی ست
شیشه ی من سنگ از مشت فلاخن می کشد ۳
خامه ی نقاش را ماند چراغ کلبه ام
کز نشان دود بر دیوار، سوسن می کشد ۴
با حوادث بس که عادت کرده ام در خانه ام
انتظار سیل دایم چشم روزن می کشد ۵
اهل حکمت، چاره ی فاسد به افسد می کنند
از کف پا خار بیرون نوک سوزن می کشد ۶
رفتنم را غیر گر مانع شود از مهر نیست
از محبت کی کسی را خار دامن می کشد ۷
زاهدان را می دهد جامی که هوش از سر برد
از کدوی خشک، پیر دیر روغن می کشد ۸
در پی آزار پاکان است از بس روزگار
جوهری چون رشته گوهر را به سوزن می کشد ۹
هرکه جامی خورد، من دارم خمارش را سلیم
انتقام دیگران را چرخ از من می کشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۳ - از خون خویش می به ایاغ تو می کنند
گوهر بعدی:شماره ۵۶۵ - آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.