هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر حالات روحی و عاشقانهای است که با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا مانند مطرب، دل دیوانه، دریا و کوهکن توصیف شده است. شاعر از عشق، مستی و رنجهای عاشقانه سخن میگوید و به مفاهیمی مانند فداکاری در عشق و بیاعتنایی به دنیا اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۵۷۰ - مطرب این مجلس امشب راه دل ها می زند
مطرب این مجلس امشب راه دل ها می زند
چنگ بر طنبور و ناخن بر دل ما می زند ۱
این که در دیر مغان منصور جا دارد بس است
از چه دیگر پیش مستان حرف بیجا می زند ۲
کوهکن در عاشقی زد تیشه ی خود را به سر
من دل دیوانه ای دارم که بر پا می زند ۳
در نظر کی آیدش یک قطره ی آب گهر؟
چون شناور آنکه پشت پا به دریا می زند ۴
در رکاب آن سوار مست می خواهد دود
سرو، دامن ورنه از بهر چه بالا می زند ۵
از غبار دیده ی یعقوب، هر ساعت سلیم
مشت خاکی رشک بر چشم زلیخا می زند ۶
چنگ بر طنبور و ناخن بر دل ما می زند ۱
این که در دیر مغان منصور جا دارد بس است
از چه دیگر پیش مستان حرف بیجا می زند ۲
کوهکن در عاشقی زد تیشه ی خود را به سر
من دل دیوانه ای دارم که بر پا می زند ۳
در نظر کی آیدش یک قطره ی آب گهر؟
چون شناور آنکه پشت پا به دریا می زند ۴
در رکاب آن سوار مست می خواهد دود
سرو، دامن ورنه از بهر چه بالا می زند ۵
از غبار دیده ی یعقوب، هر ساعت سلیم
مشت خاکی رشک بر چشم زلیخا می زند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۹ - نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارند
گوهر بعدی:شماره ۵۷۱ - عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.