هوش مصنوعی: این شعر از عشق ناکام، درد و اندوه، و پریشانی روحی سخن می‌گوید. شاعر از شور عشق و غم‌هایش می‌نالد و اشاره می‌کند که با وجود پایان یافتن مجالس شادی، اختلافات و شور جنون همچنان پابرجاست. او از ویرانی و نابودی می‌گوید اما در عین حال، به تداوم درد و نوحه‌سرایی در خانه‌اش اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با مضامین غم‌انگیز و نمادین، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی موجود در متن نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.

شماره ۵۷۱ - عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد

عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
آه از دلم چو گرد ز ویرانه کم نشد ۱

مجلس تمام گشت و برای گل چراغ
دعوی میان بلبل و پروانه کم نشد ۲

یک چوب گل به باغ برای دوا نماند
شور جنون بلبل دیوانه کم نشد ۳

در آستان قیصر و خاقان کسی نماند
غوغای خلق از در میخانه کم نشد ۴

شکر خدا که تفرقه ما را به هم نزد
بر باد رفت خرمن و یک دانه کم نشد ۵

ماتمسرا سلیم، دل خسته ی من است
هرگز نوای نوحه ازین خانه کم نشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷۰ - مطرب این مجلس امشب راه دل ها می زند
گوهر بعدی:شماره ۵۷۲ - چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.