هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق عاشقانه، غم غربت و دوری از وطن، و مستی و بیخودی در عشق سخن میگوید. او از روزهای گذشته که آرامش داشت یاد میکند و اکنون که عشق او را سوزانده است. صحبت از گلها، باغبان و بلبل به فضای عاشقانه و طبیعتگرایانه شعر میافزاید. در نهایت، شاعر از تنهایی و نالههایش در غربت میگوید و مقایسهای با سکوت سنگ آسیا در وطن دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۷۲ - چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود
چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود
در نوازش کردنم دست سبو بر دوش بود ۱
رفت ایامی کز آسایش نصیبی داشتیم
صرف داغ عشق شد گر پنبه ای در گوش بود ۲
گل بسی شب ها به خوابت دید در آغوش خود
صبح چون بیدار شد، خمیازه در آغوش بود ۳
صحبت امشب ندانم در گلستان چون گذشت
باغبان در خواب و بلبل مست و گل بیهوش بود ۴
در غریبی ناله ما سرگشتگان آموختیم
در وطن تا بود سنگ آسیا خاموش بود ۵
شب که ضبط گریه می کردم به بزم او سلیم
لخت دل در زیر مژگان، آتش خس پوش بود ۶
در نوازش کردنم دست سبو بر دوش بود ۱
رفت ایامی کز آسایش نصیبی داشتیم
صرف داغ عشق شد گر پنبه ای در گوش بود ۲
گل بسی شب ها به خوابت دید در آغوش خود
صبح چون بیدار شد، خمیازه در آغوش بود ۳
صحبت امشب ندانم در گلستان چون گذشت
باغبان در خواب و بلبل مست و گل بیهوش بود ۴
در غریبی ناله ما سرگشتگان آموختیم
در وطن تا بود سنگ آسیا خاموش بود ۵
شب که ضبط گریه می کردم به بزم او سلیم
لخت دل در زیر مژگان، آتش خس پوش بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۱ - عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
گوهر بعدی:شماره ۵۷۳ - خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.