هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مفاهیمی مانند تلاش، صبر، تقدیر، و ناامیدی می‌پردازد. شاعر از دشواری‌های زندگی و ناتوانی انسان در برابر تقدیر سخن می‌گوید و به دنبال راهی برای رهایی از این قیدهاست. همچنین، اشاره‌هایی به طبیعت و عناصر آن مانند آب، گل، و خورشید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از واژه‌ها و استعاره‌های به‌کاررفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.

شماره ۵۷۵ - کسی کو تا ز کار اهل همت سر برون آرد

کسی کو تا ز کار اهل همت سر برون آرد
برد سر در کلاه فقر و از افسر برون آرد ۱

فلک می گیرد آخر هرچه می بخشد، عجب نبود
که موج آب را چون رشته از گوهر برون آرد ۲

به زر دفع حوادث می توان کردن درین گلشن
ولی کو فرصت آن کز بغل گل زر برون آرد ۳

فلک از گریه ام در آب پنهان شد، نمی دانم
که آخر از کجا سر همچو نیلوفر برون آرد ۴

عجب دانم که پیش از موج اشک من رسد آنجا
اگر قاصد ز پا همچون کبوتر پر برون آرد ۵

نظر بر صرفه ی خویش است هرکس را که می بینی
فلک خورشید را پنهان کند، اختر برون آرد ۶

به غارت چون گشاید دست مژگان تو، بتواند
که جوهر را چو خار ماهی از خنجر برون آرد ۷

سلیم از قید گردون شد دلم فرسوده، خضری کو
که این آیینه را از زیر خاکستر برون آرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷۴ - سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دود
گوهر بعدی:شماره ۵۷۶ - جز خم می کو کسی تا چاره ی پیری کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.