هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، پاکدامنی، صبر، تواضع و وحدت وجود میپردازد. شاعر از اسیران عشق میگوید که در بند وصال هستند، از پاکدامنی و عشق الهی سخن میراند و اشارهای به وحدت وجود در آخرین بیت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به پیشزمینهای از ادبیات و فلسفه اسلامی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۵۸۵ - چه عیش ها که اسیران به وصل ساز کنند
چه عیش ها که اسیران به وصل ساز کنند
سرشک اگر بگذارد که چشم باز کنند ۱
ز پاکدامنی من به عشق می شاید
که همچو صبح به دامان من نماز کنند ۲
چو دل ز شکوه تهی گشت، عمر افزاید
شود دراز، گره چون ز رشته باز کنند ۳
برهنه ایم، که ننگ است اهل همت را
که دست خود به سوی آستین دراز کند ۴
ز اتحاد، به محشر سلیم نیست عجب
که خاک پیکر محمود را ایاز کنند ۵
سرشک اگر بگذارد که چشم باز کنند ۱
ز پاکدامنی من به عشق می شاید
که همچو صبح به دامان من نماز کنند ۲
چو دل ز شکوه تهی گشت، عمر افزاید
شود دراز، گره چون ز رشته باز کنند ۳
برهنه ایم، که ننگ است اهل همت را
که دست خود به سوی آستین دراز کند ۴
ز اتحاد، به محشر سلیم نیست عجب
که خاک پیکر محمود را ایاز کنند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۴ - ز بالین همنشینم هر نفس غمناک برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۶ - شکفته گل ز بر خار ما همیشه رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.