هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد و رنج را به عنوان موضوع اصلی خود دارد. شاعر از دردهای جسمی و روحی خود میگوید و اشاره میکند که حتی پرندهٔ هما نیز از استخوان درد رنج میبرد. او از ناتوانی در بیان درد خود به طبیبان و همچنین از بیتفاوتی دیگران نسبت به رنجش شکایت دارد. شاعر به عشق و تأثیر هوای نفس نیز اشاره میکند و در نهایت، از یوسف و سلیم به عنوان نمادهایی از درد و رنج یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و روانشناختی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان دشوار باشد.
شماره ۶۰۳ - سری دارم چو مغزش در میان درد
سری دارم چو مغزش در میان درد
ولی همچون گره بسته در آن درد ۱
هما دارد، شنیدم، استخوان درد
من رنجور هم دارم همان درد ۲
کنم دریوزه ی درد از دل خویش
ندارم بر کسی دیگر گمان درد ۳
چرا نالد کسی کو با طبیبان
تواند گفت من دارم فلان درد ۴
به بیدردی تو خو کردی، وگرنه
فتاده از زمین تا آسمان درد ۵
اگر یک عقده از کارم گشاید
نخواهد کرد دست آسمان درد ۶
به عشق از بس سر من خورد بر سنگ
کند دایم چو پای رهروان درد ۷
ز تأثیر هوای نفس، هرگز
هما فارغ نشد از استخوان درد ۸
سلیم از مصر، یوسف سوی کنعان
فرستد کاروان در کاروان درد ۹
ولی همچون گره بسته در آن درد ۱
هما دارد، شنیدم، استخوان درد
من رنجور هم دارم همان درد ۲
کنم دریوزه ی درد از دل خویش
ندارم بر کسی دیگر گمان درد ۳
چرا نالد کسی کو با طبیبان
تواند گفت من دارم فلان درد ۴
به بیدردی تو خو کردی، وگرنه
فتاده از زمین تا آسمان درد ۵
اگر یک عقده از کارم گشاید
نخواهد کرد دست آسمان درد ۶
به عشق از بس سر من خورد بر سنگ
کند دایم چو پای رهروان درد ۷
ز تأثیر هوای نفس، هرگز
هما فارغ نشد از استخوان درد ۸
سلیم از مصر، یوسف سوی کنعان
فرستد کاروان در کاروان درد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۲ - دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود
گوهر بعدی:شماره ۶۰۴ - می کشان روی تمنا کی به زمزم می نهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.