هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات عمیق، اضطراب، عشق، و جستجوی معنا در زندگی سخن میگوید. شاعر از ناپایداری دنیا، بیعدالتی، و جستجوی آزادی مینالد و از عشق و هوس به عنوان نیرویی متلاطم یاد میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند تقدیر، مرگ، و جستجوی حقیقت وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ، اضطراب، و انتقادهای اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۶۳۰ - دل پی لاله رخان همچو صبا می گردد
دل پی لاله رخان همچو صبا می گردد
هیچ کس نیست بپرسد که کجا می گردد ۱
جوهر آینه چون قبله نما مضطرب است
هوس او نه همین در دل ما می گردد ۲
خاک ما داده به باد ستم و می گوید
چه غبار است که بر روی هوا می گردد ۳
نیست آزادی ام امید که صیاد مرا
مرغ بسمل چو شد، از دست رها می گردد ۴
همچو عنقا ز بس آواره ی عالم شده ایم
آسمان، گرد جهان از پی ما می گردد ۵
آبروی تو چه کار آیدش ای دل، که فلک
آسیایی ست که از باد فنا می گردد ۶
چون نویسم سخن از روزی خود، دست مرا
آستین تنگتر از بند قبا می گردد ۷
دلم از ذوق ثبات قدم خود در عشق
همچو پرگار به گرد سر ما می گردد ۸
پی آوازه ی هرکس چه دوی گرد جهان؟
همچو اعمی که به دنبال صدا می گردد ۹
بد و نیک آنچه برای دگران می خواهی
همه چون تیر هوایی به تو وا می گردد ۱۰
همچو شمع آتش سودای تو در سر داریم
گل چو پروانه به گرد سر ما می گردد ۱۱
لذتی دیده سکندر مگر از عمر، سلیم؟
کاین همه در طلب آب بقا می گردد ۱۲
هیچ کس نیست بپرسد که کجا می گردد ۱
جوهر آینه چون قبله نما مضطرب است
هوس او نه همین در دل ما می گردد ۲
خاک ما داده به باد ستم و می گوید
چه غبار است که بر روی هوا می گردد ۳
نیست آزادی ام امید که صیاد مرا
مرغ بسمل چو شد، از دست رها می گردد ۴
همچو عنقا ز بس آواره ی عالم شده ایم
آسمان، گرد جهان از پی ما می گردد ۵
آبروی تو چه کار آیدش ای دل، که فلک
آسیایی ست که از باد فنا می گردد ۶
چون نویسم سخن از روزی خود، دست مرا
آستین تنگتر از بند قبا می گردد ۷
دلم از ذوق ثبات قدم خود در عشق
همچو پرگار به گرد سر ما می گردد ۸
پی آوازه ی هرکس چه دوی گرد جهان؟
همچو اعمی که به دنبال صدا می گردد ۹
بد و نیک آنچه برای دگران می خواهی
همه چون تیر هوایی به تو وا می گردد ۱۰
همچو شمع آتش سودای تو در سر داریم
گل چو پروانه به گرد سر ما می گردد ۱۱
لذتی دیده سکندر مگر از عمر، سلیم؟
کاین همه در طلب آب بقا می گردد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۹ - قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
گوهر بعدی:شماره ۶۳۱ - چند روزه زندگی بر ما گرانی می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.