هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق ناپایدار، ناپایداری دنیا و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق و زیبایی زودگذر است، همانطور که شب و گل زود میروند. همچنین، او از ناامیدی و بیثباتی زندگی میگوید و اشاره میکند که حتی قدرت و ثروت پادشاهان نیز پایدار نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، مضامین غمگین و ناامیدانه ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۶۴۲ - چو در غمخانه ی ما آید آن دلبر نمی ماند
چو در غمخانه ی ما آید آن دلبر نمی ماند
اگر ماند شبی ماند، شب دیگر نمی ماند ۱
هوای گلخن از گلشن موافق تر بود ما را
که آتش زنده جز در زیر خاکستر نمی ماند ۲
جهان کی می گذارد رونقی در کار ما باشد
صدف چون بسته گردد، آب در گوهر نمی ماند ۳
چو گل هر عضوم از شوق تو پرواز دگر دارد
پر و بالی که من دارم، به بال و پر نمی ماند ۴
ز تاج قیصر و خاقان خبر تا چند می پرسی
سلیم آنجا که سر بر باد رفت افسر نمی ماند ۵
اگر ماند شبی ماند، شب دیگر نمی ماند ۱
هوای گلخن از گلشن موافق تر بود ما را
که آتش زنده جز در زیر خاکستر نمی ماند ۲
جهان کی می گذارد رونقی در کار ما باشد
صدف چون بسته گردد، آب در گوهر نمی ماند ۳
چو گل هر عضوم از شوق تو پرواز دگر دارد
پر و بالی که من دارم، به بال و پر نمی ماند ۴
ز تاج قیصر و خاقان خبر تا چند می پرسی
سلیم آنجا که سر بر باد رفت افسر نمی ماند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۱ - سوی وطن ز ناله ام آشوب می برد
گوهر بعدی:شماره ۶۴۳ - کینه ی ما را ازو صبر و تحمل می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.