هوش مصنوعی:
این شعر به بیان احساسات شاعر درباره پیری، عشق و وفاداری میپردازد. شاعر از سفیدی موی خود و گذر زمان سخن میگوید، اما همچنان بر عشق و ثبات قدم خود تأکید دارد. همچنین، از ناامیدی و گریههای بیوفایی یاد میکند که باعث سفیدی چشمانش شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند پیری، ناامیدی و عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۵۷ - شد موی خضر در طلبت جابه جا سفید
شد موی خضر در طلبت جابه جا سفید
ما را ز موی سر شده تا خار پا سفید ۱
سر رفته است و از سر کویش نمی روم
رحمت برین ثبات قدم، روی ما سفید! ۲
چون شاخ یاسمن ز خرام تو سرو را
بر تن ز شست و شوی عرق شد قبا سفید ۳
ای مشت استخوان چه به جا مانده ای، که شد
در راه انتظار تو چشم هما سفید ۴
پیریم و طفل خنده به تدبیر ما کند
چون صبح، موی ما شده در آسیا سفید! ۵
چشمی سیاه ساخته بودم برو سلیم
از گریه کرد عاقبت آن بی وفا سفید ۶
ما را ز موی سر شده تا خار پا سفید ۱
سر رفته است و از سر کویش نمی روم
رحمت برین ثبات قدم، روی ما سفید! ۲
چون شاخ یاسمن ز خرام تو سرو را
بر تن ز شست و شوی عرق شد قبا سفید ۳
ای مشت استخوان چه به جا مانده ای، که شد
در راه انتظار تو چشم هما سفید ۴
پیریم و طفل خنده به تدبیر ما کند
چون صبح، موی ما شده در آسیا سفید! ۵
چشمی سیاه ساخته بودم برو سلیم
از گریه کرد عاقبت آن بی وفا سفید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۶ - ماند ای شیخ، که مانی به ابابیل سفید
گوهر بعدی:شماره ۶۵۸ - در کوی تو دیوانه مرا نام نهادند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.