هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و شوقی نافرجام میگوید که او را به سرگشتگی و تنهایی کشانده است. او خود را مانند تصویری بیجان، تنها با داغ دل و خاطراتی تلخ توصیف میکند. شاعر با اشاره به طبیعت (خورشید، ماه، بلبل، گلستان) احساسات خود را بیان میکند و از زندگیای پر از رنج و پریشانی میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
شماره ۶۸۶ - چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس
چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس
همچو تصویرم ز پیراهن گریبانی و بس ۱
توشه ای در راه شوق او مرا همراه نیست
در بغل از داغ دل دارم نمکدانی و بس ۲
از سر عالم گذشتم همچو خورشید ای فلک
چون مه نو از تو می خواهم لب نانی و بس ۳
مستی ام نگذاشت تا علم دگر حاصل کنم
همچو بلبل خوانده ام درس گلستانی و بس ۴
بس که از سرگشتگی ها رفته ام در خود فرو
مانده چون گرداب از اعضایم گریبانی و بس ۵
از خیال روزگار رفته روز و شب سلیم
در نظر دارم همین خواب پریشانی و بس ۶
همچو تصویرم ز پیراهن گریبانی و بس ۱
توشه ای در راه شوق او مرا همراه نیست
در بغل از داغ دل دارم نمکدانی و بس ۲
از سر عالم گذشتم همچو خورشید ای فلک
چون مه نو از تو می خواهم لب نانی و بس ۳
مستی ام نگذاشت تا علم دگر حاصل کنم
همچو بلبل خوانده ام درس گلستانی و بس ۴
بس که از سرگشتگی ها رفته ام در خود فرو
مانده چون گرداب از اعضایم گریبانی و بس ۵
از خیال روزگار رفته روز و شب سلیم
در نظر دارم همین خواب پریشانی و بس ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۵ - چو موج، موسم گل سبحه را در آب انداز
گوهر بعدی:شماره ۶۸۷ - ای خوش آن سروری که از ناموس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.