هوش مصنوعی:
این متن شعری است که مخاطب را به رهایی از وابستگیهای مادی و تلاش برای آزادی و کمک به دیگران دعوت میکند. شاعر از عاشق میخواهد که مانند بلبل فریاد بزند و مانند سبو دستگیر ناتوانان باشد، نه مانند جام میخواران. همچنین، از زلیخا میخواهد که مانع یوسف نشود و از دانه میخواهد که برای سبز شدن از خرمن جدا شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۶۹۸ - عاشقی، دیگر به فکر منزل و مسکن مباش
عاشقی، دیگر به فکر منزل و مسکن مباش
آشیان خود بسوزان، یا درین گلشن مباش ۱
تا توانی مشق فریادی بکن ای عندلیب
من ز کار افتاده ام، باری تو همچون من مباش ۲
آن قدر کز دستت آید، پیرهن را چاک کن
پای بند بخیه همچون رشته ی سوزن مباش ۳
دستگیر ناتوان باش دایم چون سبو
تا توانی همچو جام باده مردافکن مباش ۴
ای زلیخا، چند کوری می دهی یعقوب را؟
مانع یوسف شدی، از بوی پیراهن مباش ۵
در میان خلق نتوان ساختن کاری سلیم
سبز اگر خواهی شوی ای دانه در خرمن مباش ۶
آشیان خود بسوزان، یا درین گلشن مباش ۱
تا توانی مشق فریادی بکن ای عندلیب
من ز کار افتاده ام، باری تو همچون من مباش ۲
آن قدر کز دستت آید، پیرهن را چاک کن
پای بند بخیه همچون رشته ی سوزن مباش ۳
دستگیر ناتوان باش دایم چون سبو
تا توانی همچو جام باده مردافکن مباش ۴
ای زلیخا، چند کوری می دهی یعقوب را؟
مانع یوسف شدی، از بوی پیراهن مباش ۵
در میان خلق نتوان ساختن کاری سلیم
سبز اگر خواهی شوی ای دانه در خرمن مباش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۷ - در وادی محبت، چون خضر راهبر باش
گوهر بعدی:شماره ۶۹۹ - کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.