هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیههای زیبا و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عمیق عشق و دوستی استفاده میکند. شاعر از عناصر طبیعت مانند چمن، گل، خار و حباب برای توصیف حالات عاشقانه و روحانی بهره میبرد. همچنین، مفاهیمی مانند رشک، بیداری، خواب و مرگ به صورت نمادین در شعر حضور دارند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۰۰ - چمنی را که بود خرمی از رخسارش
چمنی را که بود خرمی از رخسارش
چون گل چشم ز دل آب خورد هر خارش ۱
رشک شرط ره عشق است، به وقت شبگیر
گر بود پای تو در خواب، مکن بیدارش! ۲
چمن دوستی آن گونه نزاکت خیز است
کز غبار دل حباب بود دیوارش ۳
زینت آن است که با خویش توان برد به خاک
دم آخر کفن صبح شود دستارش ۴
شاد گردم چو دل از دوست کند شکوه سلیم
چون طبیبی که درآید به سخن بیمارش ۵
چون گل چشم ز دل آب خورد هر خارش ۱
رشک شرط ره عشق است، به وقت شبگیر
گر بود پای تو در خواب، مکن بیدارش! ۲
چمن دوستی آن گونه نزاکت خیز است
کز غبار دل حباب بود دیوارش ۳
زینت آن است که با خویش توان برد به خاک
دم آخر کفن صبح شود دستارش ۴
شاد گردم چو دل از دوست کند شکوه سلیم
چون طبیبی که درآید به سخن بیمارش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۹ - کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش
گوهر بعدی:شماره ۷۰۱ - چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.