هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از گذران عمر با مینوشی و بیهودگی زندگی سخن میگوید. او با اشاره به مفاهیمی مانند کعبه، بهشت، دوزخ و گلشن روحانی، به ناپایداری زندگی و بیهودگی تلاشهای انسان اشاره میکند. همچنین، از زخمهای دل و درمانناپذیری آنها میگوید و در نهایت، عمر خود را مانند شمعی در ماتم توصیف میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم مرتبط با ناامیدی و اندوه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۷۳۵ - کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف
کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف
دماغ کو که کند کس به کار عالم صرف ۱
مرو به کعبه که می بایدت خمار کشید
شراب می شود اینجا چو آب زمزم صرف ۲
ترا به گلشن روحانیان سروکار است
درین چمن چه کنی آبرو چو شبنم صرف ۳
ز باد دستی ما خضر را نصیبی نیست
که چون حباب کند عمر را به یک دم صرف ۴
نسیم گل به من آرد ز دوزخ و گوید
که در بهشت مکن عمر همچو آدم صرف ۵
علاج زخم دلم ای طبیب مفت نشد
که خونبهای ترا کرده ام به مرهم صرف ۶
چو گل به خنده کسی هرگزم ندید سلیم
به گریه عمر مرا شد چو شمع ماتم صرف ۷
دماغ کو که کند کس به کار عالم صرف ۱
مرو به کعبه که می بایدت خمار کشید
شراب می شود اینجا چو آب زمزم صرف ۲
ترا به گلشن روحانیان سروکار است
درین چمن چه کنی آبرو چو شبنم صرف ۳
ز باد دستی ما خضر را نصیبی نیست
که چون حباب کند عمر را به یک دم صرف ۴
نسیم گل به من آرد ز دوزخ و گوید
که در بهشت مکن عمر همچو آدم صرف ۵
علاج زخم دلم ای طبیب مفت نشد
که خونبهای ترا کرده ام به مرهم صرف ۶
چو گل به خنده کسی هرگزم ندید سلیم
به گریه عمر مرا شد چو شمع ماتم صرف ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۴ - آهم اثر نیافت ز فریاد بی وقوف
گوهر بعدی:شماره ۷۳۶ - دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.