هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از تشبیه خود به زلف سیاه و پریشان سخن میگوید و بیان میکند که همچون زلف، از بخت سیاه خود رنج میبرد، در عین حال مایه زیبایی و آرایش دیگران است. او از پریشانی و آشفتگی خود میگوید و اینکه در قید محبت اسیر است و هیچکس در جمعآوری پریشانیهایش موفق نبوده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۳۶ - دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
گرچه از خورشید لبریز است دامانم چو زلف ۱
باعث زیب جمال گلرخانم همچو خال
مایه ی آرایش حسن عروسانم چو زلف ۲
در پریشانی بود جمعیت آشفتگان
من صلاح کار خود را خوب می دانم چو زلف ۳
نیستم آزاد از قید محبت یک نفس
خانه زاد دودمان حسن خوبانم چو زلف ۴
هیچ کس هنگامه ی جمعیتم بر هم نزد
از سیه بختی خود دایم پریشانم چو زلف ۵
می رود هر عضوم از آشفتگی سوی دگر
در هوای او سلیم از بس پریشانم چو زلف ۶
گرچه از خورشید لبریز است دامانم چو زلف ۱
باعث زیب جمال گلرخانم همچو خال
مایه ی آرایش حسن عروسانم چو زلف ۲
در پریشانی بود جمعیت آشفتگان
من صلاح کار خود را خوب می دانم چو زلف ۳
نیستم آزاد از قید محبت یک نفس
خانه زاد دودمان حسن خوبانم چو زلف ۴
هیچ کس هنگامه ی جمعیتم بر هم نزد
از سیه بختی خود دایم پریشانم چو زلف ۵
می رود هر عضوم از آشفتگی سوی دگر
در هوای او سلیم از بس پریشانم چو زلف ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۵ - کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف
گوهر بعدی:شماره ۷۳۷ - چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.