هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مضامین عاشقانه، طبیعت و فلسفه زندگی استفاده میکند. شاعر با بهکارگیری تصاویر زیبا مانند غنچه، گل، دریا و صدف، به بیان احساسات و تفکرات خود میپرد. او از عشق، بخشندگی، گذشت زمان و پذیرش سرنوشت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۳۷ - چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
که پیش هر خس و خاری چو گل نداری کف ۱
چه سود آب ز دریا چو ابر بخشیدن
کرم ز آبله دست خویش کن چو صدف ۲
به دست مطرب از اصلاح خاطر من شد
پر از غبار، چو غربال خاک بیزان دف ۳
بهار شد که ز میخانه باده نوشان را
به سوی باغ پرد چون تذرو جام از کف ۴
چه شد اگر طرف غیر را زمانه گرفت
مرا به دعوی عشقت بس است حق به طرف ۵
سلیم ناله ی من تیغ چون برافرازد
سپر کشد به سر خویش آسمان چو کشف ۶
که پیش هر خس و خاری چو گل نداری کف ۱
چه سود آب ز دریا چو ابر بخشیدن
کرم ز آبله دست خویش کن چو صدف ۲
به دست مطرب از اصلاح خاطر من شد
پر از غبار، چو غربال خاک بیزان دف ۳
بهار شد که ز میخانه باده نوشان را
به سوی باغ پرد چون تذرو جام از کف ۴
چه شد اگر طرف غیر را زمانه گرفت
مرا به دعوی عشقت بس است حق به طرف ۵
سلیم ناله ی من تیغ چون برافرازد
سپر کشد به سر خویش آسمان چو کشف ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۶ - دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
گوهر بعدی:شماره ۷۳۸ - آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.