هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناامیدی، آرزوهای بربادرفته و گذر عمر سخن می‌گوید. او با استفاده از استعاره‌هایی مانند «آرزوهای کشته در خاک» و «جوانی و پیری به مثابه بنگ و تریاک»، حس حسرت و ناکامی را بیان می‌کند. در پایان، با اشاره به سایه‌ی گل و تاک، امیدواری اندکی را نیز نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۷۴۳ - چند باشد ز گلشن افلاک

چند باشد ز گلشن افلاک
همچو آتش نصیب ما خاشاک ۱

می کنم در غبار خاطر خود
آرزوهای کشته را در خاک ۲

چون خورد نان خلق، دندان را
می کنم چوبکاری از مسواک ۳

چیست دانی جوانی و پیری؟
اول بنگ و آخر تریاک ۴

گر جهان زهر حسرتم بچشد
افکند هفت پوست از افلاک ۵

سایه ی گل سلیم از بلبل
کم مباد از سر تو سایه ی تاک ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۴۲ - بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک
گوهر بعدی:شماره ۷۴۴ - رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.