هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از تنهایی، دردهای روحی و آرزوی همراهی می‌گوید. او خود را مانند شیشه‌ای شکننده می‌بیند که در میان دیگران حضور دارد اما احساس تعلق نمی‌کند. همچنین، از فتنه‌های زندگی و آرزوی آرامش سخن می‌گوید و در پایان، خود را به جای مسیحا می‌داند که می‌تواند درد دیگران را درمان کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و روان‌شناختی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۷۵۶ - بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام

بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام
تنها بیا تو نیز که تنها نشسته ام ۱

از بس ز سبزه ی چمن آزار می کشم
گویی به روی ریزه ی مینا نشسته ام ۲

از موج فتنه، گر بنشینم به روی سنگ
دارم گمان آن که به دریا نشسته ام ۳

تیر هوایی ام که ز بس بی تعلقی
هرجا نشسته ام، به سر پا نشسته ام ۴

از سر هوای گوشه ی عزلت نمی رود
گویی به سایه ی پر عنقا نشسته ام ۵

چون شیشه، روی صحبت احباب با من است
هرجا دو کس نشسته، من آنجا نشسته ام ۶

دایم چو آفتاب درین انجمن ز شرم
بینم ازان به زیر، که بالا نشسته ام ۷

درمان درد خویش طلب کن ز من سلیم
امروز من به جای مسیحا نشسته ام ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۵۵ - شب ز مستی شور در بزم شراب انداختیم
گوهر بعدی:شماره ۷۵۷ - جام می در کف ز کوی او جدایی می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.