هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شوق خود سخن میگوید که او را پریشان و بیقرار کرده است. او خود را مانند آب روان و ریگ بیحرکت توصیف میکند و از رنجهای راه عشق، مانند خارهای مسیر و طعنههای دیگران، مینالد. شاعر با وجود تمام سختیها، عشق را با تمام وجود پذیرفته و حتی پریشانیاش را بخشی از این راه میداند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و پریشانی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۷۶۱ - روم چو از سر کویش، نمی رود پایم
روم چو از سر کویش، نمی رود پایم
چو آب می روم و همچو ریگ بر جایم ۱
به راه شوق، نشان تا ز نوک خاری هست
ز برگ لاله و گل، پا نمی خورد پایم ۲
ز عشق بس که پریشانم، اهل عالم را
تمام موعظه همچون حدیث دانایم ۳
چو قطره خاطر جمعی نداده اند مرا
به راه عشق پریشان چو سیل دریابم ۴
زبان طعنه مبادا که بر تو بگشایند
مباش همره من جان من که رسوایم ۵
کشید از قدمم خار راه او ایام
چو شمع رفت برون جانم از کف پایم ۶
سلیم پنجه ی مژگان ز بس مرا افشرد
چو خار خشک نمانده ست نم در اعضایم ۷
چو آب می روم و همچو ریگ بر جایم ۱
به راه شوق، نشان تا ز نوک خاری هست
ز برگ لاله و گل، پا نمی خورد پایم ۲
ز عشق بس که پریشانم، اهل عالم را
تمام موعظه همچون حدیث دانایم ۳
چو قطره خاطر جمعی نداده اند مرا
به راه عشق پریشان چو سیل دریابم ۴
زبان طعنه مبادا که بر تو بگشایند
مباش همره من جان من که رسوایم ۵
کشید از قدمم خار راه او ایام
چو شمع رفت برون جانم از کف پایم ۶
سلیم پنجه ی مژگان ز بس مرا افشرد
چو خار خشک نمانده ست نم در اعضایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۰ - منم که غیر سفر نیست پیشه ی دگرم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۲ - به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.