هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از آشفتگیهای درونی و پریشانیهای خود سخن میگوید. او از حسرتهای زندگی، فریبهای عشق و ناامیدی از آرامش مینالد. همچنین، به یادبود پدر و تنهایی در جمع اشاره میکند و در نهایت، به خاصیتهای متضاد خود مانند آتش و آب گهر اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۷۶۲ - به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
پریشانی چو دود مجمر از صد رهگذر دارم ۱
ببین عمر سبکرو را، مپرس ای همنشین حالم
که حسرت بر بقای شبنم و عمر شرر دارم ۲
فریب غمزه ای سر در پی من آنچنان دارد
که نتوانم چو داغ از دل زمانی چشم بردارم ۳
ز طفلی تا به حال، ایام آدم خواندم، آری
پس از مرگ پدر پیدا شدم، نام پدر دارم ۴
امیدی نیست از آسودگی در هرکجا باشد
که آدم از بهشت آمد، از آنجا هم خبر دارم ۵
ز گفت و گوی یاران نیستم آگاه در محفل
به یادت خلوتی در انجمن چون گوش کردارم ۶
سلیم افزایدم قیمت، شوم چندان که روشن تر
اگرچه آتشم، خاصیت آب گهر دارم ۷
پریشانی چو دود مجمر از صد رهگذر دارم ۱
ببین عمر سبکرو را، مپرس ای همنشین حالم
که حسرت بر بقای شبنم و عمر شرر دارم ۲
فریب غمزه ای سر در پی من آنچنان دارد
که نتوانم چو داغ از دل زمانی چشم بردارم ۳
ز طفلی تا به حال، ایام آدم خواندم، آری
پس از مرگ پدر پیدا شدم، نام پدر دارم ۴
امیدی نیست از آسودگی در هرکجا باشد
که آدم از بهشت آمد، از آنجا هم خبر دارم ۵
ز گفت و گوی یاران نیستم آگاه در محفل
به یادت خلوتی در انجمن چون گوش کردارم ۶
سلیم افزایدم قیمت، شوم چندان که روشن تر
اگرچه آتشم، خاصیت آب گهر دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۱ - روم چو از سر کویش، نمی رود پایم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۳ - گهی با وصل و گه با حسرت دیدار می سازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.