هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او به یاد میآورد که چگونه در گذشته با طبیعت و پرندگان همنوا بوده، اما اکنون در آتش عشق سوخته و هیچ لذتی ندارد. همچنین، از بیعدالتیهای روزگار و رنجهای عاشقان شکایت میکند و تأکید میکند که همیشه قناعت پیشه کرده و به مال دیگران طمع نداشته است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۸۸ - کی بود در چمن که سرودی نداشتیم
کی بود در چمن که سرودی نداشتیم
با عندلیب گفت و شنودی نداشتیم ۱
ای عشق، سوختیم بساط طرب که تو
هر چه به ما نمونه (؟) نمودی نداشتیم ۲
گردون کدام فتنه که با عاشقان نکرد
اینها گمان به خال کبودی نداشتیم ۳
مردیم و آهی از دل بی کینه برنخاست
همچون چراغ آینه دودی نداشتیم ۴
دایم سلیم بود قناعت طریق ما
هرگز نظر به صاحب جودی نداشتیم ۵
با عندلیب گفت و شنودی نداشتیم ۱
ای عشق، سوختیم بساط طرب که تو
هر چه به ما نمونه (؟) نمودی نداشتیم ۲
گردون کدام فتنه که با عاشقان نکرد
اینها گمان به خال کبودی نداشتیم ۳
مردیم و آهی از دل بی کینه برنخاست
همچون چراغ آینه دودی نداشتیم ۴
دایم سلیم بود قناعت طریق ما
هرگز نظر به صاحب جودی نداشتیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۷ - خوش آن روزی که می در هر چمن بی باک می خوردم
گوهر بعدی:شماره ۷۸۹ - سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.