هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود درباره عشق، رنج و تحمل سختیها میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند عیش گلشن، چشم یعقوب، و کوهکن، احساس تنگنظری و آشفتگی خود را بیان میکند. همچنین، به قدرت عشق و تأثیر آن بر دشمنیها و تبدیل سختیها به نرمی اشاره دارد. در نهایت، شاعر از داغ عشق خوبرویان و تأثیر آن بر زندگی خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۰۱ - در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می کنم
در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می کنم
چشم یعقوبم، چراغ از باد روشن می کنم ۱
تنگ می آید به چشم من فضای روزگار
بر جهان گویی نگاه از چشم سوزن می کنم ۲
رفته از آشفتگی فکر لباس از خاطرم
اشک در چشمم چو آید، یاد دامن می کنم ۳
بیستون را برگرفتن آن قدرها کار نیست
کوهکن زین کار اگر عاجز شود، من می کنم ۴
از محبت دوست کردم دشمن خود را، که من
سنگ را از چرب نرمی موم روغن می کنم ۵
گوهر و لعلی که شاهان زیب افسر کرده اند
گر بود در دست من، سنگ فلاخن می کنم ۶
داغ عشق خوبرویانم، حذر از من سلیم
می گریزد راحت از جایی که مسکن می کنم ۷
چشم یعقوبم، چراغ از باد روشن می کنم ۱
تنگ می آید به چشم من فضای روزگار
بر جهان گویی نگاه از چشم سوزن می کنم ۲
رفته از آشفتگی فکر لباس از خاطرم
اشک در چشمم چو آید، یاد دامن می کنم ۳
بیستون را برگرفتن آن قدرها کار نیست
کوهکن زین کار اگر عاجز شود، من می کنم ۴
از محبت دوست کردم دشمن خود را، که من
سنگ را از چرب نرمی موم روغن می کنم ۵
گوهر و لعلی که شاهان زیب افسر کرده اند
گر بود در دست من، سنگ فلاخن می کنم ۶
داغ عشق خوبرویانم، حذر از من سلیم
می گریزد راحت از جایی که مسکن می کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۰ - ز فیض عشق تو چون حسن دلپذیر شدیم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۲ - چگونه زمزمه ای در چمن به کام کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.