هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و افسون آن سخن میگوید و تمایل خود را برای تسلیم شدن در برابر آن بیان میکند. او از تشبیههای زیبایی مانند غنچه، گل کاغذی و سیلاب استفاده میکند تا احساسات خود را به تصویر بکشد. همچنین، به مفاهیمی مانند مستی، عرفان و تسلیم در برابر معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۰۴ - به افسون محبت دست آتش را به مو بندم
به افسون محبت دست آتش را به مو بندم
چو غنچه بر گل کاغذ، طلسم رنگ و بو بندم ۱
گرفتم سهل کار عشق را، بر من جهان خندد
که می خواهم ره سیلاب را چون آب جو بندم ۲
سخن ها از زبان من به آن بی باک می گویند
شوم خاموش و بر احباب راه گفتگو بندم ۳
کمر در خدمت بت خود مرا از کار افتاده ست
مگر زنار خود را همچو قمری بر گلو بندم ۴
سلیم امشب ز مستی دل اناالحق می زند دیگر
نشد ممکن که بتوانم دهان این سبو بندم ۵
چو غنچه بر گل کاغذ، طلسم رنگ و بو بندم ۱
گرفتم سهل کار عشق را، بر من جهان خندد
که می خواهم ره سیلاب را چون آب جو بندم ۲
سخن ها از زبان من به آن بی باک می گویند
شوم خاموش و بر احباب راه گفتگو بندم ۳
کمر در خدمت بت خود مرا از کار افتاده ست
مگر زنار خود را همچو قمری بر گلو بندم ۴
سلیم امشب ز مستی دل اناالحق می زند دیگر
نشد ممکن که بتوانم دهان این سبو بندم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۳ - صبح چون میل تماشای گلستان می کنیم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۵ - خوش آن روزی که برآن طره های مشکبو پیچم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.