هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه و عرفانی، از عشق و دلبستگی به معشوق و رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید. او از پیچیدن به موی معشوق، نوشیدن می و یادآوری فصل گل در باغ صحبت میکند و همچنین از عدم تمایل به منصور شدن و قربانی کردن خود برای معشوق میگوید. در نهایت، شاعر از از دست دادن فرصتها و قضا شدن نماز به دلیل پیچیدن در آداب وضو ابراز ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مینوشی و عشقورزی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۸۰۵ - خوش آن روزی که برآن طره های مشکبو پیچم
خوش آن روزی که برآن طره های مشکبو پیچم
دو عالم را دهم از دست و بر یک موی او پیچم ۱
خم می را بگویید ای حریفان رحم خوش چیزی ست
برای ساغری تا چند دست هر سبو پیچم؟ ۲
برای آن که فصل گل درین باغم به یاد آرند
به هر انگشت شاخی، رشته ای همچون کدو پیچم ۳
نمی خواهم که چون منصور، ممنون کسی باشم
به دست خود کمند زلف او را بر گلو پیچم ۴
سلیم از دست فرصت رفت در سامان وصل او
نمازم شد قضا، تا کی در آداب وضو پیچم؟ ۵
دو عالم را دهم از دست و بر یک موی او پیچم ۱
خم می را بگویید ای حریفان رحم خوش چیزی ست
برای ساغری تا چند دست هر سبو پیچم؟ ۲
برای آن که فصل گل درین باغم به یاد آرند
به هر انگشت شاخی، رشته ای همچون کدو پیچم ۳
نمی خواهم که چون منصور، ممنون کسی باشم
به دست خود کمند زلف او را بر گلو پیچم ۴
سلیم از دست فرصت رفت در سامان وصل او
نمازم شد قضا، تا کی در آداب وضو پیچم؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۴ - به افسون محبت دست آتش را به مو بندم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۶ - ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.