هوش مصنوعی: این شعر از حسرت و ناامیدی سخن می‌گوید، از پنهان کردن جوهر وجودی خود از نگاه دیگران و تلاش برای رسیدن به مقصود با وجود موانع. همچنین اشاره‌ای به فراموشی و بی‌خبری از سرچشمه‌ی مقصود دارد و در نهایت، احساس بیهوشی و سردرگمی در بزم زندگی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه‌ی آن نیاز به بلوغ فکری برای درک و تحلیل دارد.

شماره ۸۰۶ - ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم

ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم
چون سرمه، سر راه به فریاد گرفتیم ۱

ما جوهر خود از نظر خلق نهفتن
تعلیم ز آیینه ی فولاد گرفتیم ۲

ز آشفتگی طره ی مقصود خبر داد
هر فال که از شانه ی شمشاد گرفتیم ۳

خواهیم به سرچشمه ی مقصود رسیدن
از خضر سراغی که نمی داد، گرفتیم ۴

بیهوش تریم از همه کس، زان که درین بزم
پیمانه ی خود هرکه به ما داد، گرفتیم ۵

گر نامه و قاصد نفرستیم عجب نیست
این را ز فراموشی او یاد گرفتیم ۶

نه دام، سلیم و نه قفس بود به عالم
آن روز که ما دامن صیاد گرفتیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۰۵ - خوش آن روزی که برآن طره های مشکبو پیچم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۷ - چو بلبل باعث شوریده گفتاری نمی دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.