هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و هوس، استقلال و رضایت به کم، و اضطراب ناشی از عشق و جدایی سخن می‌گوید. او از ناب بودن باده و خون دل هوس‌دار یاد می‌کند، به صدای خوش خود می‌نازد، و از ناله‌های شوق‌آلود خود می‌گوید که کاروان‌ها را متأثر کرده است. شاعر اعلام می‌کند که قصد غارت گلستان را ندارد و به یک گل راضی است، اما از اضطراب شب وصل و بیم غمزه‌های معشوق می‌گوید. او از گفتگوی پندگویان خسته شده و از آیینه‌گل خود می‌پرسد که چگونه طاقت باد نفس را دارد. در نهایت، شاعر از آرزوهای بلند خود برای تسخیر جهان می‌گوید و از نبود روشن‌اندیشان در گلشن زندگی شکایت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۸۱۰ - به جامم باده ی ناب است و خون دل هوس دارم

به جامم باده ی ناب است و خون دل هوس دارم
نمی خواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم ۱

درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورم
ز شوق ناله ای، صد کاروان از پیش و پس دارم ۲

گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کرد
به یک گل می شوم راضی، که مرغی در قفس دارم ۳

شب وصل است و بیم غمزه اش آشفته ام دارد
که بزم می گساری بر سر راه عسس دارم ۴

دلم از گفتگوی پندگویان تیره می گردد
گل آیینه ام، کی طاقت باد نفس دارم ۵

ز بال خود دو ترکش بسته ام دایم که از همت
سر تسخیر ملک دام و اقلیم قفس دارم ۶

درین گلشن سلیم از روشناسان کس نمی بینم
چو گل آیینه ی خود چند پیش خار و خس دارم؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۰۹ - به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۱ - هوای توست در سر، سایه ی گل را نمی دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.