هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساس ناامیدی، تنهایی و آرزوهای برآورده نشده خود می‌گوید. او از نداشتن پناهگاه، ترس از تنبیه و آرزوی آزادی مانند مرغ در قفس سخن می‌گوید. همچنین، به بی‌کسی و عدم الفت با دیگران اشاره می‌کند و آرزو می‌کنند که شرایط بهتری داشتند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۱۷ - گر امید رحمی از فریادرس می داشتم

گر امید رحمی از فریادرس می داشتم
لب نمی بستم ز افغان تا نفس می داشتم ۱

شور فریادم بیابان را به تنگ آورده است
کاش آواز خوشی همچون جرس می داشتم ۲

عاشقم، اندیشه ام از گردش افلاک نیست
می نمی خوردم اگر بیم از عسس می داشتم ۳

گو منال طالع خود بی سبب مرغ اسیر
کاش من هم گوشه ای همچون قفس می داشتم ۴

در بیابان طلب از رشک می مردم، اگر
جز دو دست خود کسی در پیش و پس می داشتم ۵

نیست الفت با مغول، شکرلبان هند را
کاش بر سر چیره ای همچون مگس می داشتم ۶

بی کس چون من نمی باشد، چه می کردم سلیم
در خراب هند اگر حاجت به کس می داشتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱۶ - به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟
گوهر بعدی:شماره ۸۱۸ - از جنون عاشقی هرگز وطن نشناختم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.