هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس تنهایی، رسوایی، و بیپناهی خود میگوید. او از نداشتن غمخوار و نامطلوب بودن نزد دیگران شکایت دارد و عشق و رسوایی را تنها همراهان خود میداند. همچنین، از سرگردانی و دوری از وطن خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی مانند تنهایی، رسوایی، و دوری از وطن است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارند.
شماره ۸۱۹ - چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم
چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم
ز رسوایی چو صحرا، سترپوشم نیست دامانم ۱
به گوشی جا نمی یابم، نوای خارج آهنگم
به چشم هیچ کس خوش نیستم، خواب پریشانم ۲
ندارم هیچ غمخواری، مگر در عشق و رسوایی
چو زخم آید فراهم خود به خود چاک گریبانم ۳
ز مژگانم به هر جانب ز بس افشان خون دارد
بود چون کاغذ ابری، بیاض چشم گریانم ۴
سلیم آیا چه خصمی خضر این وادی به من دارد
که سرگردان هندم کرد و روگردان ایرانم ۵
ز رسوایی چو صحرا، سترپوشم نیست دامانم ۱
به گوشی جا نمی یابم، نوای خارج آهنگم
به چشم هیچ کس خوش نیستم، خواب پریشانم ۲
ندارم هیچ غمخواری، مگر در عشق و رسوایی
چو زخم آید فراهم خود به خود چاک گریبانم ۳
ز مژگانم به هر جانب ز بس افشان خون دارد
بود چون کاغذ ابری، بیاض چشم گریانم ۴
سلیم آیا چه خصمی خضر این وادی به من دارد
که سرگردان هندم کرد و روگردان ایرانم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۸ - از جنون عاشقی هرگز وطن نشناختم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۰ - جرعه ای ریز که تا چاره ی خمیازه کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.