هوش مصنوعی: شاعر در این متن بیان می‌کند که از روزگار تنها وصال یار را می‌خواهد و به زیبایی‌های ظاهری مانند لاله و گل علاقه‌ای ندارد، بلکه طراوت و تازگی را ترجیح می‌دهد. او از آرزوهای خود جز زیان چیزی عایدش نشده و تنها نور و باد بهار را طلب می‌کند. شاعر همچنین به الفت با موج دریا اشاره می‌کند و در پایان، وفاداری و مزد کار را خواستار است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۸۲۲ - ز من مپرس چه از روزگار می خواهم

ز من مپرس چه از روزگار می خواهم
چه چیز دارد، ازو وصل یار می خواهم ۱

ز لاله و گل این باغ، ساده لوح ترم
که من طراوت ابر از غبار می خواهم ۲

بجز زیان چه رسد ز آرزوی خویش مرا
گل چراغم و باد بهار می خواهم ۳

درین محیط چنان الفتی ست با موجم
که تا سفینه ز چوب چنار می خواهم ۴

مگو سلیم تو از من چه چیز می خواهی
وفاست کار من و مزدکار می خواهم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۱ - بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می کشم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۳ - گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.