هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهایش میگوید. او از نالهها، داغهای عشق، و خارهای راه عشق سخن میگوید و احساس میکند که حتی گلی برای مقابله با دشمن ندارد. همچنین، او از تلاش برای حفظ پاکی روح خود و تسکین دادن به تیرهبختان صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۲۴ - عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
گر کنند از ناله منعم، بر در شیون زنم ۱
در ره این دوستان، صد خار در پایم شکست
نیست در دستم گلی تا بر سر دشمن زنم ۲
داغ دست خود نمایم، داغ سازم لاله را
آستینی بشکنم، بر آتشی دامن زنم ۳
تا بداند باغبان کز باغ او چون رفته ام
پنجه ی خونین خود را بر در گلشن زنم ۴
جوهر روح از شراب کهنه ماند با صفا
تا نگیرد زنگ، این آیینه را روغن زنم ۵
تیره بختان را رسد از روی دل تسکین سلیم
آب چون آیینه بر خاکستر گلخن زنم ۶
گر کنند از ناله منعم، بر در شیون زنم ۱
در ره این دوستان، صد خار در پایم شکست
نیست در دستم گلی تا بر سر دشمن زنم ۲
داغ دست خود نمایم، داغ سازم لاله را
آستینی بشکنم، بر آتشی دامن زنم ۳
تا بداند باغبان کز باغ او چون رفته ام
پنجه ی خونین خود را بر در گلشن زنم ۴
جوهر روح از شراب کهنه ماند با صفا
تا نگیرد زنگ، این آیینه را روغن زنم ۵
تیره بختان را رسد از روی دل تسکین سلیم
آب چون آیینه بر خاکستر گلخن زنم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۳ - گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می رویم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۵ - خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.