هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و تلاشهای بیوقفۀ خود در مسیر عشق و زندگی میگوید. او با تصاویری مانند موج دریا، ابر بهاری، و قطرهای بیدست و پا، احساس درماندگی، مقاومت، و تسلیم خود را بیان میکند. در نهایت، او به تجربههای سخت خود در راه عشق اشاره میکند و از پشت پا زدن به جهان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند عشق، رنج، و تسلیم، برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شماره ۸۲۵ - خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
جای ناخن بر تن من نیست، بر هر جا زدم ۱
عرصه ی معمور بر خیل سرشکم تنگ بود
همچو ابر نوبهاری خیمه بر صحرا زدم ۲
روزگار از عجز گفتم مهربان گردد، نشد
همچو همت، دست بر دامان استغنا زدم ۳
خاطر خود را به درویشی تسلی ساختم
آزمودم ظرف خود را، سنگ بر مینا زدم ۴
پشت پایم از کف پا بیش دارد آبله
بر جهان در راه عشق از بس که پشت پا زدم ۵
قطره ی بی دست و پایم من سلیم، اما چو سیل
کاروان موج را صدبار در دریا زدم ۶
جای ناخن بر تن من نیست، بر هر جا زدم ۱
عرصه ی معمور بر خیل سرشکم تنگ بود
همچو ابر نوبهاری خیمه بر صحرا زدم ۲
روزگار از عجز گفتم مهربان گردد، نشد
همچو همت، دست بر دامان استغنا زدم ۳
خاطر خود را به درویشی تسلی ساختم
آزمودم ظرف خود را، سنگ بر مینا زدم ۴
پشت پایم از کف پا بیش دارد آبله
بر جهان در راه عشق از بس که پشت پا زدم ۵
قطره ی بی دست و پایم من سلیم، اما چو سیل
کاروان موج را صدبار در دریا زدم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۴ - عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۶ - چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.