هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای پیچیده، به موضوع عشق، رنجهای آن، و تلاش برای رسیدن به معشوق میپردازد. شاعر از زلف یار، آتش عشق، و گریههای ناشی از فراق سخن میگوید و به ناکامیهای خود در این راه اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸۲۶ - چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده ایم
چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده ایم
پای خود پیچیده در دامن، فروکش کرده ایم ۱
می کند از دلگشایی گریه ی ما کار می
ما به آتش آب را چون شیشه روکش کرده ایم ۲
کار ارباب صفا برعکس چون آیینه است
خانه را از ساده کاری ما منقش کرده ایم ۳
نان یاران را که بوی قرص افعی می دهد
زهر قاتل باد اگر هرگز نمک چش کرده ایم ۴
در طریق عشق، دل را پختگی حاصل نشد
بیضه ی فولاد پنداری در آتش کرده ایم ۵
غیر شانه کس ندارد دست بر وصلش سلیم
خاطر خود جمع ازان زلف مشوش کرده ایم ۶
پای خود پیچیده در دامن، فروکش کرده ایم ۱
می کند از دلگشایی گریه ی ما کار می
ما به آتش آب را چون شیشه روکش کرده ایم ۲
کار ارباب صفا برعکس چون آیینه است
خانه را از ساده کاری ما منقش کرده ایم ۳
نان یاران را که بوی قرص افعی می دهد
زهر قاتل باد اگر هرگز نمک چش کرده ایم ۴
در طریق عشق، دل را پختگی حاصل نشد
بیضه ی فولاد پنداری در آتش کرده ایم ۵
غیر شانه کس ندارد دست بر وصلش سلیم
خاطر خود جمع ازان زلف مشوش کرده ایم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۵ - خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۷ - هردم غمی آید ز حریفان لئیمم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.