هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از فروختن دل و داراییهای معنوی خود سخن میگوید. او با استفاده از استعارههایی مانند فروش چراغ در خزان، فروش زعفران به جای کاه، و فروش تیر و کمان به کودکان، بیان میکند که ارزشهای درونی او برای دیگران قابل درک نیست و تنها کسانی میتوانند او را بخرند که توانایی پرداخت بهای سنگین او را داشته باشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل فهم نباشد.
شماره ۸۳۷ - دل خود ز شوق زیان می فروشم
دل خود ز شوق زیان می فروشم
ندارم متاعی، دکان می فروشم ۱
نه همچون چمن گلفروش بهارم
چراغم که گل در خزان می فروشم ۲
چنان پیش من رنگ کاهی عزیز است
که گویی مگر زعفران می فروشم ۳
مرا هرکسی کی تواند خریدن
سری دارم، اما گران می فروشم ۴
سلیم از عصا و قد خم گرفته
به اطفال، تیر و کمان می فروشم ۵
ندارم متاعی، دکان می فروشم ۱
نه همچون چمن گلفروش بهارم
چراغم که گل در خزان می فروشم ۲
چنان پیش من رنگ کاهی عزیز است
که گویی مگر زعفران می فروشم ۳
مرا هرکسی کی تواند خریدن
سری دارم، اما گران می فروشم ۴
سلیم از عصا و قد خم گرفته
به اطفال، تیر و کمان می فروشم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۶ - گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۸ - در ورطه ی کشاکش دوران فتاده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.