هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق و پیچیدهای مانند سردرگمی، بیاختیاری، از دست دادن دوستان، و عشق دردناک سخن میگوید. او خود را مانند موجی در دریای پرتلاطم زندگی میبیند که کنترل خود را از دست داده است. همچنین، به موضوعاتی مانند فداکاری در راه عشق و پذیرش رنجهای آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و سردرگمی وجودی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۸۳۸ - در ورطه ی کشاکش دوران فتاده ایم
در ورطه ی کشاکش دوران فتاده ایم
این بحر را چو موج، کمان کباده ایم ۱
در جوش این میحط کسی را چه اختیار
چون موج، ما عنان خود از دست داده ایم ۲
رفتند دوستان چو گل و لاله زین چمن
چون سرو از برای چه ما ایستاده ایم ۳
در راستی چو شمع نداریم پشت و روی
با اهل روزگار چو دست گشاده ایم ۴
در راه او به عمر نداریم احتیاج
شاطر چه می کنیم که ما خود پیاده ایم ۵
ما از کجا سلیم و غم عشق از کجا
دل را به دست خویش بر آتش نهاده ایم ۶
این بحر را چو موج، کمان کباده ایم ۱
در جوش این میحط کسی را چه اختیار
چون موج، ما عنان خود از دست داده ایم ۲
رفتند دوستان چو گل و لاله زین چمن
چون سرو از برای چه ما ایستاده ایم ۳
در راستی چو شمع نداریم پشت و روی
با اهل روزگار چو دست گشاده ایم ۴
در راه او به عمر نداریم احتیاج
شاطر چه می کنیم که ما خود پیاده ایم ۵
ما از کجا سلیم و غم عشق از کجا
دل را به دست خویش بر آتش نهاده ایم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۷ - دل خود ز شوق زیان می فروشم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۹ - ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.