هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و دردهای درونی خود سخن میگوید. او از تلاش برای مقابله با غم، احساس سرگشتگی، و تمایل به انتقام یا نمایش رنج خود به دیگران صحبت میکند. همچنین، اشارهای به سادهلوحی و از دست دادن آبرو در شرایط سخت دارد و در نهایت، آرزوی رهایی از این دردها را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند تمایل به انتقام یا نمایش رنج ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۸۳۹ - ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
پنجه ی غم را به زور می مگر تابی دهم ۱
کشتی سرگشته ام چون بشکند، در هر طرف
تخته ی تعلیم ازان بر دست گردابی دهم ۲
گر دلت از کشتن صیدی چو من خوش می شود
هر سر مو را کنم تیغی، به قصابی دهم ۳
ساده لوحی بین که در این خشکسال آبرو
چشم را خواهم ز روی دوستان آبی دهم ۴
عافیت دل را به تنگ آورده، می خواهم سلیم
این کتان را جلوه در بازار مهتابی دهم ۵
پنجه ی غم را به زور می مگر تابی دهم ۱
کشتی سرگشته ام چون بشکند، در هر طرف
تخته ی تعلیم ازان بر دست گردابی دهم ۲
گر دلت از کشتن صیدی چو من خوش می شود
هر سر مو را کنم تیغی، به قصابی دهم ۳
ساده لوحی بین که در این خشکسال آبرو
چشم را خواهم ز روی دوستان آبی دهم ۴
عافیت دل را به تنگ آورده، می خواهم سلیم
این کتان را جلوه در بازار مهتابی دهم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۸ - در ورطه ی کشاکش دوران فتاده ایم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۰ - تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.