هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ضعف و ناتوانی خود میگوید و احساس تنهایی و رنجش را بیان میکند. او از درد دل و اشکهایش سخن میگوید و اشاره میکند که حتی طبیعت و بهار نیز از او روی گرداندهاند. در نهایت، از دشمنی و ناسازگاری دیگران با خود شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۴۰ - تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم
تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم
کسی چو من نتواند شدن، منم که منم ۱
برآورم نفسی چون ز سینه ی مجروح
شود چو غنچه لبالب ز لخت دل دهنم ۲
دهد سیاهی آن را چو گرد سرمه به باد
زند چو بر صف مژگان، سرشک صف شکنم ۳
به گرد خاطر من خرمی نمی گردد
بهار، طوطی رم کرده ای ست از چمنم ۴
سلیم، خصم به من سازگار چون باشد؟
چنین که هر سر مو گشته خار پیرهنم ۵
کسی چو من نتواند شدن، منم که منم ۱
برآورم نفسی چون ز سینه ی مجروح
شود چو غنچه لبالب ز لخت دل دهنم ۲
دهد سیاهی آن را چو گرد سرمه به باد
زند چو بر صف مژگان، سرشک صف شکنم ۳
به گرد خاطر من خرمی نمی گردد
بهار، طوطی رم کرده ای ست از چمنم ۴
سلیم، خصم به من سازگار چون باشد؟
چنین که هر سر مو گشته خار پیرهنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۹ - ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۱ - از دو جانب سرگرانی را تحمل می کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.