هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، رنج و مرگ سخن میگوید. شاعر از کشتگان عشق میگوید که حتی در مرگ نیز از قید معشوق رها نیستند. تصاویری مانند لالههای خونین، موج آب تیغ و زنجیر گلوی کشتگان، فضایی دردناک و پر از اندوه را ترسیم میکنند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه، اشاره به مرگ و رنج عاطفی، نیاز به درک و بلوغ عاطفی برای درک کامل معانی شعر.
شماره ۸۵۴ - نیست در حشر محبت گفتگوی کشتگان
نیست در حشر محبت گفتگوی کشتگان
لاله ی این باغ دارد رنگ و بوی کشتگان ۱
نیست در مردن هم از قید تو آزادی، که هست
موج آب تیغ، زنجیر گلوی کشتگان ۲
گر هوس را سر نبریده ست در دل عشق او
چیست خون آلوده آهم همچو موی کشتگان ۳
گر ز دامان تو دست آرزو کوته کنند
چون چراغ کشته نتوان دید روی کشتگان ۴
وقت کشتن کام ازو بستان که آن بدخو سلیم
همچو جان دیگر نمی آید به سوی کشتگان ۵
لاله ی این باغ دارد رنگ و بوی کشتگان ۱
نیست در مردن هم از قید تو آزادی، که هست
موج آب تیغ، زنجیر گلوی کشتگان ۲
گر هوس را سر نبریده ست در دل عشق او
چیست خون آلوده آهم همچو موی کشتگان ۳
گر ز دامان تو دست آرزو کوته کنند
چون چراغ کشته نتوان دید روی کشتگان ۴
وقت کشتن کام ازو بستان که آن بدخو سلیم
همچو جان دیگر نمی آید به سوی کشتگان ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۳ - سرم از داغ سودا، باغ زاغان
گوهر بعدی:شماره ۸۵۵ - فصل گل شد، ناله ی عیشی ز بلبل قرض کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.