هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری تبریزی است که در آن شاعر از معشوق میخواهد تا با مهربانی و میگساری، چهرهای گلفشان از خود نشان دهد. او توصیه میکند که در راه عشق به سخنان دیگران اعتماد نکنند و به جای آن، از دانش خود بهره ببرند. شاعر همچنین از گذر زمان و پیر شدن میگوید و از مخاطب میخواهد تا با نوشیدن می، جوانی را تجربه کند. در پایان، او از روح نظیری کمک میخواهد تا با تیغ زبانش، جهانستانی کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم عمیق فلسفی، مناسبتر برای سنین بالاتر است.
شماره ۸۶۸ - رسیده ایم به بزم تو، مهربانی کن
رسیده ایم به بزم تو، مهربانی کن
شکفته شو ز می، از چهره گلفشانی کن ۱
به حرف خضر مکن اعتبار در ره عشق
سخن بپرس، ولی خود هر آنچه دانی کن ۲
به آب و رنگ چو گل منت بهار مکش
چو شمع چهره ای از سوز دل خزانی کن ۳
غم زمانه ترا پیر کرد ای غافل
بگیر ساغر و چون شاخ گل جوانی کن ۴
به خویش گم شدی از فکر وصل او ای دل
که گفته بود به عنقا، هم آشیانی کن؟ ۵
سلیم، روح نظیری ترا مددکار است
برآر تیغ زبان و جهانستانی کن ۶
شکفته شو ز می، از چهره گلفشانی کن ۱
به حرف خضر مکن اعتبار در ره عشق
سخن بپرس، ولی خود هر آنچه دانی کن ۲
به آب و رنگ چو گل منت بهار مکش
چو شمع چهره ای از سوز دل خزانی کن ۳
غم زمانه ترا پیر کرد ای غافل
بگیر ساغر و چون شاخ گل جوانی کن ۴
به خویش گم شدی از فکر وصل او ای دل
که گفته بود به عنقا، هم آشیانی کن؟ ۵
سلیم، روح نظیری ترا مددکار است
برآر تیغ زبان و جهانستانی کن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۷ - زهی حدیث غمت چون می طرب شیرین
گوهر بعدی:شماره ۸۶۹ - زهی ز نرگس تو آهوی ختن مجنون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.