هوش مصنوعی:
شاعر از رفتن معشوق و غم ناشی از آن سخن میگوید. معشوق بازمیگردد، اما دیگر مانند گذشته نیست و این تغییر، شاعر را دچار غرور و سرخوردگی کرده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۱۰۲ - آن رفته که بود دل بدو مشغولم
آن رفته که بود دل بدو مشغولم
وافکنده به شمشیر جفا مقتولم ۱
بازآمد و آن رونق پارینش نیست
خط خویشتن آورد که من مغرولم ۲
وافکنده به شمشیر جفا مقتولم ۱
بازآمد و آن رونق پارینش نیست
خط خویشتن آورد که من مغرولم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۵۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۰۱ - آن دوست که دیدنش بیاراید چشم
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۳ - مندیش که سست عهد و بدپیمانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.