هوش مصنوعی:
این شعر از نالههای طبیعت در غم انسان سخن میگوید و بر ضرورت شجاعت و رهایی از وطن برای رشد تأکید دارد. همچنین، ضعف انسان در برابر هستی و هشدار به دوستان درباره مستی عشق را بیان میکند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، مانند رهایی از وطن، ضعف انسان در برابر هستی، و استعارههای پیچیده، برای درک و تجربه کافی نیاز به بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۸۷۴ - در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون
در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون
گر لب غنچه گشایی، سخن آید بیرون ۱
طرفه حالی ست که دیگر نکند رو به قفا
هرکه چون آب روان زین چمن آید بیرون ۲
کس ندانست که عنقا به کجا کرد سفر
مرد باید که چنین از وطن آید بیرون ۳
از وجودم اثری بس که ضعیفی نگذاشت
چون حبابم نفس از پیرهن آید بیرون ۴
دوستان هوش ندارد ز می وصل سلیم
مگذارید که از انجمن آید بیرون ۵
گر لب غنچه گشایی، سخن آید بیرون ۱
طرفه حالی ست که دیگر نکند رو به قفا
هرکه چون آب روان زین چمن آید بیرون ۲
کس ندانست که عنقا به کجا کرد سفر
مرد باید که چنین از وطن آید بیرون ۳
از وجودم اثری بس که ضعیفی نگذاشت
چون حبابم نفس از پیرهن آید بیرون ۴
دوستان هوش ندارد ز می وصل سلیم
مگذارید که از انجمن آید بیرون ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۳ - بهار شد که رود هرکسی به راه چمن
گوهر بعدی:شماره ۸۷۵ - ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.