هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از گذر عمر و پیری خود ابراز تاسف میکند و به یاد روزهای جوانی و شادابی خود میافتد. او از جدایی و دوری رنج میبرد و زندگی خود را مانند شمعی توصیف میکند که در آتش میسوزد. همچنین، از باغبانی خود که نتیجهای جز خار نداشته، ابراز ناامیدی میکند و آرزو میکند که ای کاش مانند خضر از آب حیات بهرهمند شده بود. در نهایت، از سلیم که خون او را میخورد، شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند گذر زمان، پیری، حسرت و عشق است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۸۷۶ - ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی من
ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی من
بود شکوفه ی پیری، گل جوانی من ۱
چو تب مفارقت از من گزید، می میرم
که آتش است چو شمع آب زندگانی من ۲
چمن به باد خزان داده ام، نمانده گلی
به غیر آبله در دست باغبانی من ۳
مرا به گلشن وصلت رسانده، نیست عبث
به بال خویش چو طاووس، گلفشانی من ۴
ز عمر تلخ، پشیمان شدم ز آب حیات
نصیب خضر رهم باد، زندگانی من! ۵
سلیم، خون مرا می خورد چو آب آن گل
نتیجه ی عجبی داد باغبانی من ۶
بود شکوفه ی پیری، گل جوانی من ۱
چو تب مفارقت از من گزید، می میرم
که آتش است چو شمع آب زندگانی من ۲
چمن به باد خزان داده ام، نمانده گلی
به غیر آبله در دست باغبانی من ۳
مرا به گلشن وصلت رسانده، نیست عبث
به بال خویش چو طاووس، گلفشانی من ۴
ز عمر تلخ، پشیمان شدم ز آب حیات
نصیب خضر رهم باد، زندگانی من! ۵
سلیم، خون مرا می خورد چو آب آن گل
نتیجه ی عجبی داد باغبانی من ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۵ - ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن
گوهر بعدی:شماره ۸۷۷ - از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.