هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، انتظار و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق، درد کهنه عشق و امیدهای بربادرفته مینالد. در عین حال، به زیباییهای عشق و تأثیر آن بر روح انسان نیز اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۸۹۱ - روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
چند چون آیینه می نازی به حسن ساخته ۱
وعده اش با دیگران، وز انتظار او مرا
خشک شد همچون صراحی، گردن افراخته ۲
لذت زخم کهن را مرهم ای دل از تو برد
فکر تیر تازه ای کن چون حریف باخته ۳
در سر کوی مغان، طفلی که آید در وجود
خاتم جم آورد با خود چو طوق فاخته ۴
بی شکستی نیست یک مو در سراپایم سلیم
عشق، پنداری مرا از آسمان انداخته ۵
چند چون آیینه می نازی به حسن ساخته ۱
وعده اش با دیگران، وز انتظار او مرا
خشک شد همچون صراحی، گردن افراخته ۲
لذت زخم کهن را مرهم ای دل از تو برد
فکر تیر تازه ای کن چون حریف باخته ۳
در سر کوی مغان، طفلی که آید در وجود
خاتم جم آورد با خود چو طوق فاخته ۴
بی شکستی نیست یک مو در سراپایم سلیم
عشق، پنداری مرا از آسمان انداخته ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۰ - دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه
گوهر بعدی:شماره ۸۹۲ - گل شود گر پنجه ی من، زر نمی دارد نگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.