هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، مفاهیمی مانند ناامیدی، بیارزشی، و انتظار را بیان میکند. شاعر از عناصری مانند گل، صدف، باد، تیغ، و خضر برای انتقال احساسات خود استفاده میکند. در نهایت، شعر به موضوعاتی مانند کینه، صلح، و فروتنی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و کینه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۸۹۲ - گل شود گر پنجه ی من، زر نمی دارد نگاه
گل شود گر پنجه ی من، زر نمی دارد نگاه
گر صدف گردد کفم، گوهر نمی دارد نگاه ۱
باد دستی را شراب از صلب تاک آورده است
تیغ ازین آب ار خورد، جوهر نمی دارد نگاه ۲
شرم بادا خضر را کز بهر عمر جاودان
زیر تیغ او چو طفلان سر نمی دارد نگاه ۳
رخصتش ده تا درآید کیقباد ای پیر دیر
این قدر کس را کسی بر در نمی دارد نگاه ۴
کینه ای تا بود در دل، فوج آهی داشتیم
شه چه صلح کل کند، لشکر نمی دارد نگاه ۵
چون گدایان کی نهد بر خاک هر درگه سلیم
آن که سر جز از پی افسر نمی دارد نگاه ۶
گر صدف گردد کفم، گوهر نمی دارد نگاه ۱
باد دستی را شراب از صلب تاک آورده است
تیغ ازین آب ار خورد، جوهر نمی دارد نگاه ۲
شرم بادا خضر را کز بهر عمر جاودان
زیر تیغ او چو طفلان سر نمی دارد نگاه ۳
رخصتش ده تا درآید کیقباد ای پیر دیر
این قدر کس را کسی بر در نمی دارد نگاه ۴
کینه ای تا بود در دل، فوج آهی داشتیم
شه چه صلح کل کند، لشکر نمی دارد نگاه ۵
چون گدایان کی نهد بر خاک هر درگه سلیم
آن که سر جز از پی افسر نمی دارد نگاه ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۱ - روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
گوهر بعدی:شماره ۸۹۳ - فغان که موی سفیدم نمود آیینه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.