هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد هجران و عشق شدید است. شاعر از اضطراب، درد و حیرت ناشی از عشق سخن می‌گوید و از معانی عمیق و تصاویر شاعرانه مانند آیینهٔ معنی، بوی گل و سیر در لامکان استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر پیچیده، و درک احساسات شدید و درد هجران نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ بیشتری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.

شماره ۴۰ - می تپد دل بسکه در هجر گل آن رو مرا

می تپد دل بسکه در هجر گل آن رو مرا
مضطرب شد استخوان چون نبض در پهلو مرا ۱

حسن معنی تا نمود آیینهٔ زانو مرا
شد بلند از هر سو مو نغمهٔ یاهو مرا ۲

گر به قدر غم به فریاد آیم از بیداد عشق
می شکافد چون جرس درد فغان پهلو مرا ۳

مو بموی پیکرم آیینهٔ معنی نماست
تا به دام حیرت آورد آن خم گیسو مرا ۴

آه گرمم بوی گل ریزد به دامان هوا
گرم گلبازیست در دل یاد روی او مرا ۵

می روم جویا به سیر لامکان بیخودی
گردل وحشت گزین من دهد پهلو مرا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹ - نصیبی گر زسوز سینه ام می بود مجنون را
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - سوختم در یاد شمع عارض جانانه ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.