هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، از عشق مجنون و لیلی و همچنین مفاهیم فلسفی مانند خرد و بار آن سخن می‌گوید. شاعر از سوزش عشق، دریای خون، و بار خرد فلاطون (افلاطون) صحبت می‌کند و به زیبایی و اسرار درون اشاره دارد. همچنین، از مفاهیمی مانند تسخیر عالم و حفظ از چشم بد نیز یاد شده است.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «دریای خون» و «سوزش عشق» ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

شماره ۳۹ - نصیبی گر زسوز سینه ام می بود مجنون را

نصیبی گر زسوز سینه ام می بود مجنون را
زابر چشم تر دریای خون می کرد هامون را ۱

دمی گر پشتگرمی از بسوی باده می دیدم
سبک می کردم از بار خرد دوش فلاطون را ۲

نماید از پس تسخیر عالم خسرو حسنت
نگین کنده از موج نزاکت لعل میکون را ۳

خدا از چشم بد لیلی نگاهان را نگه دارد
رواجی داده اند از تیغ ابرو دین مجنون را ۴

به رنگ غنچه اسرار درونم گل کند آخر
نهان در پرده باشد صدزبان دلهای پرخون را ۵

اگر دردی کش پیمانهٔ مجنون شوی، دانی
کف دریای بی مغزی بود در سر فلاطون را ۶

تو جویا با چنین رنگین خیالی چون نهان مانی
بود شهرت زیک برجسته مصرع سرو موزون را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸ - در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - می تپد دل بسکه در هجر گل آن رو مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.