هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از غم و اندوه عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از درد فراق، شرم و حیرت ناشی از عشق، و امید به وصال معشوق میگوید. همچنین، از تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان انسان صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و اندوه نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.
شماره ۹۱ - غم بود چاره حریف به غم آموخته را
غم بود چاره حریف به غم آموخته را
بستم از داغ تو بر زخم جگر سوخته را ۱
پردهٔ شرم تو شد حیرت نظارهٔ ما
کرده ای جامهٔ آن تن نظر دوخته را ۲
گر خجالت کش رخسار تو نبود گل باغ
از کجا آورد این رنگ برافروخته را ۳
زود چون شمع بری راه به سر منزل وصل
هادی خویش کنی گر نفس سوخته را ۴
نونیاز است دل و چشم تو پرمایل ناز
مکن از دست رها مرغ نوآموخته را ۵
کرده ای باز زهم صحبتی پیرمغان
آتش خرمن طاقت رخ افروخته را ۶
هر که خو کرده به هجران نبود طالب وصل
هست شادی غم دیگر به غم آموخته را ۷
کوه را چون پرکاهی برد از جا جویا
سردهم گر ز مژه گریهٔ اندوخته را ۸
بستم از داغ تو بر زخم جگر سوخته را ۱
پردهٔ شرم تو شد حیرت نظارهٔ ما
کرده ای جامهٔ آن تن نظر دوخته را ۲
گر خجالت کش رخسار تو نبود گل باغ
از کجا آورد این رنگ برافروخته را ۳
زود چون شمع بری راه به سر منزل وصل
هادی خویش کنی گر نفس سوخته را ۴
نونیاز است دل و چشم تو پرمایل ناز
مکن از دست رها مرغ نوآموخته را ۵
کرده ای باز زهم صحبتی پیرمغان
آتش خرمن طاقت رخ افروخته را ۶
هر که خو کرده به هجران نبود طالب وصل
هست شادی غم دیگر به غم آموخته را ۷
کوه را چون پرکاهی برد از جا جویا
سردهم گر ز مژه گریهٔ اندوخته را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰ - چه چاره است دل سر زدیده بر زده را
گوهر بعدی:شماره ۹۲ - بی درد بر کنار مریز آب دیده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.