هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر از اشکها و آتش درون خود میگوید و از عشق به عنوان نیرویی والا یاد میکند که او را از دنیا جدا کرده است. همچنین، اشارهای به پیری و گذر زمان دارد و از زیباییهای طبیعت مانند گلشن و بلبل برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند درد عشق و پیری نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۲ - بی درد بر کنار مریز آب دیده را
بی درد بر کنار مریز آب دیده را
در کار دل کن آن می صاف چکیده را ۱
از فیض عشق همت والای ما بدوش
بگرفته جامهٔ ز دو عالم بریده را ۲
در گلشنی که بلبل ما خامشی نو است
باشد شبیه غنچه دهان دریده را ۳
زین آتشی که در جگر ماست از غمت
بی آب کرده ایم عقیق مکیده را ۴
پیری که دید قامت رعنای او کشید
بر بام هوش حلقهٔ قد خمیده را ۵
تا خون نگردد اشک مده ره بدیده اش
جویا مکن به شیشه می نارسیده را ۶
در کار دل کن آن می صاف چکیده را ۱
از فیض عشق همت والای ما بدوش
بگرفته جامهٔ ز دو عالم بریده را ۲
در گلشنی که بلبل ما خامشی نو است
باشد شبیه غنچه دهان دریده را ۳
زین آتشی که در جگر ماست از غمت
بی آب کرده ایم عقیق مکیده را ۴
پیری که دید قامت رعنای او کشید
بر بام هوش حلقهٔ قد خمیده را ۵
تا خون نگردد اشک مده ره بدیده اش
جویا مکن به شیشه می نارسیده را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - غم بود چاره حریف به غم آموخته را
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.