هوش مصنوعی:
این متن به بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی دربارهٔ وجود، انسان و جلوههای پنهان و آشکار هستی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند آینه، گل و آب، به ناپیدایی حقیقت و زیبایی درونی اشاره میکند و تأکید دارد که برخی حقایق با وجود آشکار بودن، پنهان میمانند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۸ - دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست
دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست
دنیا ز آدمی پر و انسان پدید نیست ۱
در پردهٔ ظهور نهان است جلوه اش
از بسکه گشته است نمایان پدید نیست ۲
در خط نهان شده است تو را آب و رنگ حسن
گل از وفور سنبل و ریحان پدید نیست ۳
محو جمالم و رخش از دیده ام نهان
آب از سرم گذشته و عمان پدید نیست ۴
پنهان شده است آینه ام از هجوم عکس
جویا اگر چه جلوهٔ جانان پدید نیست ۵
دنیا ز آدمی پر و انسان پدید نیست ۱
در پردهٔ ظهور نهان است جلوه اش
از بسکه گشته است نمایان پدید نیست ۲
در خط نهان شده است تو را آب و رنگ حسن
گل از وفور سنبل و ریحان پدید نیست ۳
محو جمالم و رخش از دیده ام نهان
آب از سرم گذشته و عمان پدید نیست ۴
پنهان شده است آینه ام از هجوم عکس
جویا اگر چه جلوهٔ جانان پدید نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۷ - با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹ - هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.